مهر, ۱۳۹۷ بدون نظر باشگاه نخبگان مشاوران آموزش

از مجموعه مصاحبه های که با رتبه های برتر عضو باشگاه نخبگان مشاوران آموزش داشتیم این بار با علی اصغر حافظ رتبه ۹۱ کنکور سراسری ۹۷ همراه هستیم البته تفاوت این مصاحبه با مصاحبه های دیگرمان در این است که توانستیم در خدمت پدر ایشان هم باشیم از تجربیات یک پدر که یک دانش آموز موفق و داوطلب برتر را به جامعه تحویل داده اند، برای شما پدرها و مادرهای استفاده کنیم که امسال را یک سال متفاوت برای فرزندانتان دارید.
به همین خاطر ابتدا سوالاتمان را از آقای حافظ (پدر علی اصغر) شروع کردیم .

سوال اول هم همان سوالی است که برای اکثر شما والدین وجود دارد آن هم اینکه:
– لطفاً بفرمایید چه کار کردید که فرزندتان توانست به این موفقیت برسد؟
* من برای علی اصغر مهمترین کاری که انجام دادم این بود که در همه انتخاب ها او را دارای اختیار و قدرت انتخاب قرار دادم و در مشورتها و تصمیم گیریها مثل بقیه اعضای خانواده، ایشان هم دخیل و موثر و صاحب نظر بودند.از همان زمانی که بنظرم لازم بود، یعنی از همان بچگی و ۴-۵ سالگی. از نظر درباره رنگ دیوار خانه گرفته تا رفتن به یک مسافرت و تصمیم های دیگر.
البته باهوش بودن ایشان در کنار علاقه مندی که به درس خواندن داشتند هم قابل توجه است ولی مسلما تلاشی هم که داشتند بی نظیر بود. یادم هست موقعی که دوره راهنمایی بودند مدرسه آنها شیفت بعد از ظهر بود اما صبح زود بیدار می شد و مشغول به درس خواندن بود و می دیدم که گاهی از شدت خواب، سر را روی کتاب می گذاشت. اما علاقه به درس، باعث می شد که دوباره بیدار بماند و بخواند.
وقتی از باهوش بودن ایشان می گویم نه بخاطر اینکه پدرشان هستم، بلکه این حرف و برداشت دیگران هم بوده و هست؛ از والدین دیگر دانش آموزان در جلسات اولیا و مربیان گرفته تا مدیران و دبیرهای دیگر.
اما در کل می توانم بگویم که اینکه همیشه قدرت و امکان انتخاب داده ام و اعتمادی که به نتیجه این انتخاب داشتم، بنظر عامل اول بوده است.
از طرف دیگر من برای ایشان همه چیزهایی که می خواسته را فراهم کردم.

-آقای حافظ این همان سوال بعدی است که می خواستم بپرسم. فراهم کردن شرایط یعنی چی؟ کم کاری کردن یعنی چی؟
* یعنی از هر چیزی که برای تحصیل و پیشرفت لازم بوده و خواستند، دریغ نکردم. وقتی می گویم همه چیز به معنای بهترین و گرانترین مدرسه و معلم خصوصی و… نیست. بلکه یعنی اگر خودشان چیزی را برای درس و تحصیل و پیشرفت لازم می دانستند و می گفتند، برایشان مهیا می کردم. البته این امر همیشگی نبود. مثلا ایشان خواستند مدرسه را تغییر بدهند اما چون می دانستم علی اصغر هر مدرسه که برود، می تواند با توجه به پتانسیل هایی که دارد، موفق می شود، نظرم را گفتم که بنظرم لازم به این تغییر نیست بویژه که مسیرت هم دور می شود. و قبول کردند. ولی مطمئنا اگر هم اینطور نمی شد و اصرار به این تغییر می کردند، حتما با نظر خودشان موافقت می کردم و مدرسه را تغییر می دادیم.
در کل فراهم کردن و کم نگذاشتن یعنی با توجه به نیازهای که داشته، امکانات فراهم می کردم.

-وقتی با توجه به هوش بالا و شناخت اطرافیان، علوم انسانی را انتخاب کردند، چرا مخالفت نکردید که به رشته های دیگر برود ؟ و می دانم حتما شما هم حرفها و برداشتهای شایع درباره دانش آموز علوم انسانی را شنیدید و می دانید متاسفانه.
* خوب من دوباره آن زمان هم انتخاب را به عهده خودشان گذاشتم و خواستم مطابق میل و انتخاب خودشان رفتار کنند. چون می دانستم به ادبیات علاقه دارد، می دیدم که هر بار با علاقه از درس ادبیات و معلم عربیشان حرف می زند. و البته میدیدم در بحث ها و تحلیل های خانوادگی که داشتیم، علی اصغر نکته هایی را می بیند که هیچ کدام نمی بینیم. یعنی قدرت و دقت تحلیل زیاد داشت.

– برای انتخاب رشته دانشگاه چطور؟ چه کار کردید؟
* مثل همیشه انتخاب را به خودش دادم و البته با او همراه و هفکر شدم. وقتی دیدم هم به روانشناسی علاقه دارد هم به حقوق، یکروز با او همراه شدم و به مجتمع قضایی رفتیم. آنجا محیط را به او نشان دادم، آدم هایی که هستند، دستبندهایی که به دستها بود، با یک نفر دادیار حرف زدیم، با یک مشاور و . . . . همه می گفتند که به علاقه ات رجوع کن. و چنین هم کردیم. ایشان به روانشناسی بیشتر علاقه داشتند و بدون درنظر گرفتن جایگاه و شناخت عامه مردم از رشته حقوق، رشته روانشناسی را انتخاب کردند.

– اگر بخواهید به والدین کنکوریها یک توصیه بکنید، چه می گویید؟
* بنظر من فرزندانتان را در انتخابهایشان دارای انتخاب قرار بدهید. به انتخاب آنها احترام بگذارید تا به بلوغ فکری برسند و بیشتر از هر چیز که برای فرزندانتان مهم باشد، شرایط و جوّ آرام برایتان مهم باشد. اینکه وقتی فرزندتان در شرایط قرار دارد که نیاز به استراحت دارد، یا خواب زود، یا هر چیز دیگر، شرایط را برایشان مهیا کنید.
سالی که علی اصغر کنکور داد، همه خانه کنکوری شده بودیم،جوّ خانه کنکوری بود. خیلی کم مهمانی می رفتیم، خیلی کم مهمان دعوت می کردیم، اگر لازم بود و ایشان می گفتند که امشب خسته است و لازم است زود بخوابیم، همانطور می شد و بالعکس اگر می خواستند تا دیر وقت درس بخوانند، ما با او همراه می شدیم و اصراری به تاریکی خانه یا الزام به عادت های قبلی خود نداشتیم.
یعنی همراه بودن با فرزندان.

ممنون از وقتی که گذاشتید.

برچسب ها

درصد تشابه سوالات کتاب‌های

مشاوران آموزش با کنکور ۹۸